هرکس به هما سنگ بزند، آن را شکار کند یا به آن آسیب برساند، بدیمنی و فلاکت را به زندگی خود آورده است. به همین دلیل، هما در میان اساطیر ایرانی موجودی مقدس و خوشیمن بهشمار میرفته.
عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ فیلمی از مسابقهای بهنام «بازمانده» منتشر شدهاست؛ مسابقهای که برای نمایش خانگی تولید شده. در یکی از قسمتها، شرکتکنندگان باید با سنگ، پازلی را تخریب کنند؛ پازلی که نقش عجیبی روی آن کشیده شده است؛ نقشی برگرفته از باورهای اساطیری ایرانی. باورهایی که ظاهرا در یک مسابقه آنهم با مجریگری سیامک انصاری و مهران غفوریان مورد بیمهری و اهانت قرار گرفتهاند.
در این پازل، دو حیوان افسانهای و اسطورهای ایران دیده میشود. در میان آنها نیز نمادی قرار دارد که نهتنها در داستانهای اسطورهای ایران اهمیت دارد، بلکه در واقعیت تاریخی ایران باستان نیز جایگاهی برجسته داشته است. این نقش مرکزی درون دایرهای قرار گرفته که با هشت پر احاطه شده؛ طرحی که بیشباهت به گردونه مهر یا خورشید اسطورهای ایرانیان نیست.
نخست به سراغ دو حیوان اسطورهای پازل میرویم. این تصویر برگرفته از یکی از آثار ماندگار دوره هخامنشی است که هنوز هم در نزدیکی ورودی تختجمشید دیده میشود و به آن هما میگویند. پرندهی افسانهای هما بدنی شبیه شیر و سری همانند پرنده دارد. هما در اساطیر هخامنشی جایگاهی بسیار مهم دارد. هما تنها موجود کاملاً اساطیری ایرانی است که وارد هنر رسمی هخامنشی شد، در حالی که نقشهایی چون شیر، گاو یا اسب ریشه در هنر میانرودان داشتند.
در اوستا نام این پرنده «هومَیو» یا «هُمایا» آمده است. اهمیت هما در حدی است که در اسطورهها گفته میشود هرکس آن را ببیند یا سایهاش بر او بیفتد، سعادتمند میشود و به نیکبختی میرسد. حتی میتواند شاه بشود و بر اساس همین باور این پرنده نزد شاهان هخامنشی بسیار محترم بود.
اما در مقابل، هرکس به هما سنگ بزند، آن را شکار کند یا به آن آسیب برساند، بدیمنی و فلاکت را به زندگی خود آورده است. به همین دلیل، هما در میان اساطیر ایرانی موجودی مقدس و خوشیمن بهشمار میرفته؛ همان پرندهای که حالا شرکتکنندهگان مسابقه به آن سنگ میزند.
هما در واقعیت هم وجود دارد. این پرنده در اصل گونهای «کرکس ریشدار» یا «مرغ استخوانخوار» است؛ لاشخواری بزرگجثه با بالهایی بلند که در کوهستانهای ایران، آسیا و آفریقا زندگی میکند. بهعلت پرواز دائمی، کمتر دیده میشود و شاید همین نادیدنیبودن، در طول تاریخ، دیدنش را نشانه سعادت دانستهاند. چندی پیش این پرنده توسط محیطبانان دیده شد و موجی از شادمانی در شبکههای اجتماعی به راه انداخت.
اما مهمترین بخش این تصویر، مربع میانی پازل است؛ مربعی که درون آن نقش یک چلیپا دیده میشود. این نماد در اصل همان نشان «درفش کاویانی» یا «اختر کاویانی» است؛ یکی از کهنترین و برجستهترین پرچمهای اسطورهای و تاریخی ایران که در روایتهای مربوط به پادشاهان پیشدادی، کیانی و سپس در دوره هخامنشی، سلوکی، اشکانی و دوره ساسانی جایگاهی ویژه دارد.
در شاهنامه فردوسی آمده است که کاوه آهنگر هنگام خیزش علیه ضحاک، پیشبند چرمی خود را بر سر نیزهای میگذارد و مردم را به گرد خود میآورد تا بر ضحاک بشورند. پس از پیروزی، فریدون پادشاه میشود و این درفش را گرامی میدارد و با زیورها و جواهرات میآراید.
در برخی روایتهای اسطورهای آمده است که درفش کاویانی حدود پنج تا هفتونیم متر طول داشته و از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود. این پرچم در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی نیز نماد ملی ایران بهشمار میرفت. نقل است که فریدون آن را با زر و جواهرات و نوارهای سرخ، زرد، کبود و بنفش میآراست و در شاهنامه آمده که هنگام تجهیز سپاه، پنج موبد این درفش را از خزانه بیرون میآوردند و همراه شاه و سرداران به میدان میبردند.
شواهد مربوط به این درفش در تاریخ ایران کم نیست. نقش آن بر سکهها و آثار باستانی متعدد دیده میشود. یکی از قدیمیترین نشانههای درفش کاویانی، شیء ارزشمندی است که در شهر سوخته کشف شده و قدمت آن احتمالاً به حدود سه هزار سال پیش از میلاد میرسد. علاوهبر این، در شوش نیز بارها نقش آن بر ظروف، آثار تصویری و مهرهای استوانهای دیده شده است. مثلا بر ظرف مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد یا این مهر استوانهای، نقش درفش کاویانی در دو سوی تصویر دیده میشود. این آثار حدود ۲۸۰۰ تا ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد تاریخگذاری شدهاند.
نقوش درفش کاویانی در فرهنگ اورارتویی هم بهوفور دیده میشود. این آثار که اکنون در موزهها نگهداری میشوند، نشان میدهند درفش کاویانی بخشی قابلتوجه از فرهنگ ایران باستان بوده است. در دوره هخامنشی هم این نماد دیده میشود؛ میتوانید آن را روی لباس یک سرباز هخامنشی ببینید. اما فقط این نیست و روی یک گردنبند هخامنشی هم نقش درفش کاویانی حک شده است.
در دوره سلوکیان هم از این نماد در ضرب سکه و نقشمایهها استفاده شده. برای مثال، سکهای از بغداد یا خداداد یکم یکی از فرماندهان پارسیِ سلوکی دیده میشود که روی آن، نقش درفش کاویانی حک شده است. پس از سلوکیان، اشکانیان هم همچنان از این طرح بهره بردند؛ مانند سکهای متعلق به وادار دوم یا واد فراداد از فرماندهان سپاه مهرداد یکم.
ستاره میانی درفش کاویانی به شکل چلیپا است؛ نمادی که در فرهنگ ایران باستان و حتی در دوران اسلامی نیز اهمیت فراوانی داشته است. از همینرو، توهین یا بیاحترامی به آن در یک برنامه مسابقه میتواند آزاردهنده باشد؛ آنهم زمانی که سازندگان برنامه، با وجود ادعای فرهنگدوستی، حتی نمیدانند چگونه باید به اساطیر و روایات ایران از جمله شاهنامه احترام بگذارند.
آنچه درفش کاویانی را در این پازل احاطه کرده، گردونه مهر است؛ خورشیدی هشتپَر برگرفته از اساطیر ایرانی. خورشید در باورهای ایرانی همیشه محترم بود و آیین مهرپرستی در ایران پیش از هخامنشیان سابقهای طولانی داشت. هنوز هم ردپای این باورها میان ایرانیان دیده میشود. بنابراین، پرتاب سنگ به سمت گردونه مهر، خورشید و نماد نور و زیبایی در یک برنامه یا مسابقه، اصلا پسندیده نیست.
حمله به باورهای اساطیری و شخصیتهای پیشااسلامی بارها در ایران رخ داده است. هرچند گفته میشود هرگز قصدی در کار نبوده، اما استفاده همزمان از چندین نماد مهم اسطورهای ایران در یک قاب و سپس تخریب آن با سنگ، آیا واقعاً میتواند تصادفی باشد؟
هما در افسانهها با پرنده هما متفاوت است و دارای ویژگیهای افسانهای است. در افسانههای کشورهای مرکز آسیا، هما، مانند ققنوس، صاحب کرامت است و در اشعار شاعران بزرگ فارسی همچون فردوسی، سعدی، حافظ و نظامی به دفعات به جایگاه افسانهایاش اشاره شده است.
هما، پرندهای بهشتی است که نیمی از وجودش نر و نیمی دیگر ماده (آنیما و آنیموس) است. این پرنده هرگز بر زمین نمینشیند و سایهاش موجب سعادت افراد روی زمین است.
تصویر این پرنده امروزه بهطور رسمی در نشان جمهوری ازبکستان قرار دارد.