سازهای ایرانی؛ میراثی از نغمههای کهن، گنجینهای برای جهان
تهران- ایرنا- سازهای سنتی ایران؛ همچون کمانچه، دوتار، عود و رباب، نهتنها ابزارهای موسیقی، بلکه بخش جداییناپذیر از میراث فرهنگی و هویت ملی این سرزمین هستند. هر یک از این سازها، با ساختار منحصربهفرد و صدای متمایز، روایتگر داستانها، آیینها و احساسات مردم ایراناند. هنر ساخت این سازها که در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو ثبت شده، گواهی بر قدمت و اصالت موسیقی ایرانی است.
به گزارش روز جمعه گروه فرهنگی ایرنا، میراث فرهنگی ناملموس (ICH) به مجموعهای از سنتها، آدابورسوم، دانشها، مهارتها و شیوههای زندگی اطلاق میشود که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و برای جوامع مختلف هویت فرهنگی و معنای خاصی دارد.
این میراث برخلاف میراث فرهنگی ملموس که معمولاً شامل آثار فیزیکی و بناهای تاریخی است، به صورت غیرملموس و در قالب تجربهها، رفتارها و تعاملات اجتماعی در جوامع وجود دارد. میراث فرهنگی ناملموس مداوم در حال تغییر است و به نیازها و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع پاسخ میدهد. به عبارت دیگر، این نوع میراث همواره در حال بازآفرینی و تطبیق است، زیرا نمیتوان آن را در قالب اشیای ثابت محدود کرد.
یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) میراث فرهنگی ناملموس را به عنوان بخشی از فرهنگ زنده مردم تعریف کرده که موسیقی، رقص، زبانهای بومی، آیینها و دانش سنتی درباره طبیعت را شامل میشود.
میراث موسیقایی ایران، همچون زبانی کهن، روایتگر فرهنگ و تاریخ این سرزمین است. در میان آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث ناملموس یونسکو، ساختن و نواختن برخی از مهمترین سازهای سنتی ایران نیز جای گرفته است. سازهایی چون کمانچه، دوتار، عود و رباب نهتنها ابزار موسیقی، بلکه حاملان هویت و سنتهای فرهنگی ایران به شمار میروند.

کمانچه؛ نوای دلنشین موسیقی ایرانی
کمانچه، ساز زهی-آرشهای که با صدای دلنشین و نافذ خود بخش جداییناپذیر از موسیقی سنتی ایران است، در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) به عنوان میراث مشترک ایران و آذربایجان در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد. این ساز با بدنهای چوبی و چهار سیم، در بسیاری مناطق ایران، از موسیقی دستگاهی تا نغمههای مقامی، جایگاهی ویژه دارد. ظرافتهای اجرایی آن، امکان ایجاد تحریرها و روشهای بدیعی را فراهم کرده و نقشی کلیدی در موسیقی کلاسیک ایرانی ایفا میکند.
کمانچه با بدنهای کروی که از چوب گردو یا توت ساخته میشود، یکی از ظریفترین سازهای زهی-آرشهای ایران است. صفحه نازک از جنس پوست، روی بدنه کشیده شده تا ارتعاش سیمها را به صدایی رسا و شفاف تبدیل کند. دستهای باریک، گوشیهای تنظیم صدا و آرشهای که از موی دم اسب ساخته شده، همگی در هماهنگی کامل با هم کار میکنند تا نوایی نرم و دلنشین تولید شود.

دوتار؛ روایتگر فرهنگ شفاهی خراسان
دوتار، از قدیمیترین سازهای زهی-زخمهای ایران، در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹) در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد. این ساز در نواحی خراسان و ترکمنصحرا رایج بوده و ارتباطی تنگاتنگ با موسیقی بخشیها دارد. صدای زلال و گیرای دوتار، همراه با داستانسرایی و مقامخوانی، بازتابدهنده فرهنگ شفاهی و حکایات کهن این مناطق است.
این ساز بهظاهر ساده اما در اجرا و ساخت بسیار دقیق و ظریف است. بدنه آن از چوب توت ساخته شده و معمولاً بهصورت یکتکه تراش داده میشود. دستهای کشیده و بدون پرده دارد و دو سیم فلزی، با زخمهای نرم، صدایی زلال و پرطنین ایجاد میکنند. ساخت دوتار نیاز به تجربه بالایی دارد، زیرا کوچکترین تغییر در ضخامت چوب یا طول دسته، میتواند روی کیفیت صدای ساز تأثیر بگذارد.

عود؛ پلی میان موسیقی ایرانی و شرقی
عود یا بربط، سازی با قدمت چندهزار ساله که در موسیقی ایران و جهان عرب نقش مهمی داشته، در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۳) به عنوان میراث مشترک ایران و سوریه در یونسکو به ثبت رسید. این ساز زهی-زخمهای با بدنهای گلابیشکل و دستهای کوتاه، صدایی گرم و پرطنین دارد. عود در گذشته در موسیقی ایرانی جایگاهی برجسته داشته و در سالهای اخیر بار دیگر مورد توجه موسیقیدانان ایرانی قرار گرفته است.
این ساز بدنهای بزرگ و گلابیشکل دارد که از قطعات باریک چوب ساخته میشود. این قطعات با دقت به یکدیگر متصل شده و شکلی خمیده به ساز میدهند که طنین خاص آن را تقویت میکند. صفحه صدا معمولاً از چوب نازک توت یا گردو ساخته میشود و سوراخهایی روی آن قرار دارد که به خروج بهتر صدا کمک میکنند. عود به دلیل داشتن سیمهای جفتی، صدایی گرم و عمیق تولید میکند که در موسیقی ایرانی، عربی و ترکی نقش مهمی دارد.

رباب؛ ساز حماسی و عرفانی
رباب که در نواحی خراسان، سیستان و بلوچستان و تاجیکستان مورد استفاده قرار میگیرد، در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۳) در فهرست یونسکو به عنوان میراث مشترک ایران و تاجیکستان ثبت شد. این ساز کهن، با صدایی خاص و روحنواز، از گذشتههای دور در اجرای مقامهای عرفانی و حماسی به کار رفته و بخشی از هویت موسیقایی شرق ایران را شکل داده است.
رباب همچنین از جمله سازهای زهی-زخمهای است که ساخت آن نیازمند دقت بالا در انتخاب چوب و پوست مناسب است. بدنه آن معمولاً از چوب توت ساخته میشود و سطح رویی آن با پوست نازکی پوشانده شده تا صدایی شفاف و پرطنین ایجاد کند. دستهای کوتاه و سیمهایی نایلونی یا زهی، از ویژگیهای اصلی این ساز هستند
راویان شیرینسخن رازهای کهن
سازهای ایرانی، همچون کمانچه، دوتار، عود و رباب، نه تنها ابزارهای موسیقی هستند، بلکه بخش بزرگی از میراث فرهنگی و هویت ملی ایران به شمار میروند.
سازهای ایرانی از دیرباز جزء ابزارهای اصلی در موسیقی سنتی و موسیقی مقامی ایران بودهاند. ساختن و نواختن این سازها، که به صورت نسلبهنسل از استاد به شاگرد منتقل شدهاند، به عنوان بخشی از میراث شفاهی و فرهنگ زنده ایران زمین، نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی ایفا میکنند. صدای هر یک از این سازها، با رنگ و ویژگی خاص خود، نمایانگر تاریخ و فرهنگ نواحی مختلف ایران است و انتقال آنها به نسلهای جدید به حفظ این هویت کمک میکند.
سازهای ایرانی، بهویژه دوتار و رباب، ارتباط تنگاتنگی با موسیقی مقامی و موسیقی عرفانی دارند. موسیقی مقامی در ایران که نغمهها و مقامهای آن بهطور شفاهی منتقل میشود، با زندگی مردم و آیینهای دینی و عرفانی پیوند خورده است. این سازها در مراسم مذهبی، جشنها، سوگواریها و مراسم سنتی حضور دارند و نقش پررنگی را برای ایجاد فضای معنوی و روحانی بر عهده می گیرند. برای مثال، دوتار در موسیقی بخشیهای خراسان نقش برجستهای دارد که در آن آوازهایی با مضامین حماسی و عرفانی بهوسیله این ساز اجرا میشود.
