زنده یاددکتر ابراهیم شکور زاده بلوری همشهری فرهیخته ، استاد زبان فرانسه در دانشگاه مشهد ،نویسنده و پژوهشگر پرتلاش در خراسان را بشناسیم ( همراه فیلم کوتاه )
چندی پیش کتاب زعفران از دیر باز تا به ا مروز نوشته همشهری محقق کشاورزی جناب دکتر محمد حسن ابریشمی را مطالعه می کردم در ص ۵۵۰ و۵۵۱ آن به مطلبی در باره زنده یاد دکتر ابراهیم شکور زاده برخورد کردم که برایم جالب بود پس از مذاکره تلفنی با استاد ابریشمی بر آن شدم تا اطلاعات بیشتری از این همشهری عزیزمان بدست آورده و جهت معرفی بیشتر به همدیارانمان ارایه نمایم البته نقش موثر آقای ابریشمی در خصوص شناخت نامداران تربتی و معرفی آنان به همشهریان بسیار پر رنگ است از جمله معرفی خیلی از شاعران ، نویسندگان ، هنرمندان، روزنامه نگاران و سیاستمدارانیکه اغلب در همین مجله پیک تربت از گذشته تاکنون ادامه داشته مزید اطلاع ایشان در کتاب دیار و همدیاران که اغلب خانوادهها تربتی را معرفی نمودند در همین جا لازم است از استاد گرامی قدردانی نموده که بمن آموختند که باید ریشه . گذشته نام آوران دیارمان را پیدا کرده و آنها را به صورت گسترده به اطلاع همشهریان برسانیم برای نمونه می توان به شخصیتهای تاثیر گذار در تربت از جمله ( قطب الدین حیدر ، شیخ احمد روح القدس مدیر روزنامه روح القدس ، استاد محمد جواد تربتی مدیر روزنامه پولاد ، شیح عبدالسلام ملقب به شهاب پدر استاد محمود شهابی ودکتر علی اکبر شهابی ،شادروان حسینعلی راشد ، عبدالحسین نوشین پدر تاتر ایران ، کاشف السلطنه کاشف چای،سید احمد تمدن ،ثار اله زرین قلم استاد غلامعلی عریانی ،تیمسار محتشمی و… )می توان نام برد متنی که در ذیل مطالعه میفرمائید در باره زندگی نامه زنده یاد دکتر ابراهیم شکور زاده همشهری فرهیخته دیارمان می باشد امید آنکه بتوانم در آینده در خصوص چهره های شاخص سایر همشهریانم اطلاعاتی را در اختیار شما عزیزان قرار دهم .
دکتر ابراهیم شکورزاده بلوری در سال ۱۳۰۳ در شهر تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پدرش از تجار بلور بود که پسوند نام خانوادگیاش هم از آن وام گرفته شده است. او یک برادر و ۲ خواهر داشت و تحصیلات ابتدایی را در دبستان رضائیه همان شهر و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شاهرضا مشهد به پایان رساند.
از همان دوران ابتدایی شروع به نوشتن کرد و به ثبت ترانهها و ادبیات رایج میان مردم علاقه نشان میداد. بیشتر چرکنویسهایش از همان زمان باقی مانده است. دوران دبیرستان هر مجلسی را که با بزرگترها حضور پیدا میکرد حواسش به جریان و اتفاقهای پیرامون بود.
نکاتی را که در مراسم شبچله، عروسی یا تعزیه به ذهنش میرسید با تفصیل در دفترچه یادداشت میکرد. این یادداشتنویسی محدود به مراسمها نمیشد و اگر جایی مانند سینما میرفت بخشهایی از فیلم را با جزئیاتش مینوشت. بعدها از همین یادداشتها نکاتی را که به درد کارهای تحقیقاتیاش میخورد، استخراج میکرد.این اخلاق را تا پایان عمر حفظ کرده بود و یک مداد کوچک همیشه توی جیبش داشت و در هر مکانی، اگر نکتهای به نظرش جالب بود آن را حتما مینوشت. استاد شکورزاده علاقه زیادی به مادرش داشت و معتقد بود خصلتهایی که در کارهای پژوهشی به کمکش میآمد را از او به ارث برده است.
وی علاقه فراوانی به وطن و دیار خود داشت. آداب و سنن محلی و امثال و حکایات و افسانههای خراسانی همیشه برای او جذابیتی خاص داشتند. به همین جهت هر وقت ترانه یا شعر و یا افسانهای میشندید، آن را در یک دفتر مخصوص یادداشت میکرد یا اگر به مجلسی میرفت شرح آن مجلس را به تفصیل مینوشت. استاد با اینها احساس رفاقت میکرد و میدانست که اینها میراث گذشتگان ماست و باید از خطر نابودی حفظ شود. گاهی برخی از این یادداشتها را در مجلهای منتشر میکرد. دکتر شکورزاده در آغاز جوانی چند سال به خدمت آستان قدس رضوی درآمد و در آنجا عهدهدار مسئولیت امور مالی و اداری بیمارستان امام رضا(ع)، اداره اراضی و مستغلات و خزانه موزه آستان قدس بود و این سمتها را در جایگاه ریاست داشت و خدمات ارزندهای در این مجموعه انجام داد . او ضمن خدمت در آستان قدس همواره به تدریس زبان فرانسه در دبیرستان ها و برخی دانشکده ها (مانند دانشکده پزشکی ، دانشکده الهیات ) اشتغال داشت
او سال ۱۳۳۹ نخستین اثر خود یعنی کتاب «صرف افعال و مورد استعمال زمان ها در فرانسه» و اندکی پس از آن کتاب دیگری با نام «ترانه های روستایی خراسان» را منتشر کرد
استاد شکورزاده معرف فرهنگ ایران به فرانسه
دکتر شکورزاده احساس کرد که این آداب و سنن در حال از بین رفتن و فراموشیاند و چه با قصههای عامیانه و ترانهها و لالاییها با ورود رادیو و تلویزیون و دیگر سرگرمیها از بین رفته و به فراموشی سپرده شدهاند. وقتی میدید که مردم برای شنیدن قصه به رادیو پناه بردند و به جای اینکه برای کودکانشان آن افسانهها و قصههای کهن سرزمین خودشان بگویند آنها را تشویق میکنند که به قصههای ترجمه شده و رمانهای خارجی روی بیاورند بسیار متأسف میشد. کتاب عقاید و رسوم مردم خراسان، ترانه های روستایی خراسان و افسانه های عامیانه خراسان به زبان فرانسه که در سال ۱۹۷۵ در مجموعه انتشارات انستیتو مطالعات ایرانی دانشگاه سوربن پاریس چاپ شده است.
برخی افراد یک رشته هنری خاص تمرین میکنند و در آن به مهارت و شهرت دست مییابند. اما این مسئله درباره استاد شکورزاده صدق نمیکرد. وی تنها در زمینه ادبیات عامه فعال نبود بلکه در جنبههای هنری هم دستی بر آتش داشت. هنرمندانه نقاشی و طراحی میکرد. از زمانی که هجده ساله بود کاریکاتورهای خوبی میکشید. آن زمان با قلم فرانسه مینوشت و با نوک آن طراحی میکرد که کار راحتی نبود
ظرافت کارش قابل توجه است. انگار هنر در خون او جریان داشت که بدون آموزش چنین زیبا طرح میزد. او یک جایزه هنری در نقاشی و طراحی هم دارد. از جمله کارهای هنری و نقاشی های او یکی تهیه و ترسیم آرم مخصوص مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی و دیگری نقش «لا اله الا ا…» برای در ورودی دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد و یکی دیگر تهیه رسم الخط فرانسه به انگلیسی است که در سال ۱۳۴۹ توسط کتاب فروشی «زوار» در مشهد با خط زیبایی چاپ و منتشر شده است
. استاد یک جایزه هنری در نقاشی و طراحی هم دارد. وی ۳ سال اقامت در کشور فرانسه داشت و دکتری خود را در زبان فرانسه از دانشگاه سوربن پاریس دریافت کرد. پس از بازگشت از این کشور به خدمت دانشگاه فردوسی مشهد درآمد. دکتر شکورزاده بلوری در دو جامعه بین المللی نیز عضویت داشت : ۱ – درمجمع بین المللی فرانسوی (A.I.E.F )در کشور فرانسه ۲- درمجمع بین المللی در داستانهای فولکوریک (ISFNR) که مرکز آن در شهر گوتنگین آلمان است .
وی پس از ۲۰ سال خدمت آموزشی و انتشار مقالات و کتابهای متعدد و طی درجات استادیاری و دانشیاری در سال ۱۳۷۱ به مقام استادی ارتقا یافت و در همین سال بود که کشورهای انقلاب فرهنگی و کمیته جذب نخبگان وی را بعنوان استاد نخبه انتخاب کرد.
کتاب «عقاید و رسوم مردم خراسان» او نیز در سال ۱۳۴۸ برنده جایزه بهترین کتاب سال در رشته علوم اجتماعی و مردم شناسی شد. مهم ترین اثر او فرهنگ اصطلاحات علوم و معارف اسلامی به زبان فارسی و فرانسه است که در اواخر سال ۷۶ انتشار یافت و از طرف دانشگاه تهران به عنوان کتاب برجسته سال ۷۷ دانشگاهی برگزیده شد
توجهش به فرهنگ عامه فقط به ایران محدود نمیشد. وقتی به فرانسه یا آلمان میرفت به فرهنگ عامه آنها نیز توجه میکرد و آن را با فرهنگ ایرانی تطبیق میداد. تا سالهای آخر زندگیاش ارتباطش را با فرانسه به خاطر کارهای مطالعاتی حفظ کرده بود.
تعدادی از کتابهایش ارتباطی با فرهنگ عامه نداشت و بیشتر جنبه ادبی داشت. دکتر شکورزاده سعی میکرد که این کتابها را به زبان فرانسه برگرداند تا فرانسویها را با فرهنگ ایران آشنا کند. تلاشهای زیادی برای معرفی سعدی و حافظ و پند و حکمت ایرانی به خارجیها داشت. تلاشهایش برای تهیه کتابهایی که ۲ زبان فرانسه و فارسی را همزمان داشت در همین جهت بود.
وقتی یک کتابش به زبان فرانسه چاپ میشد آن را برای دوستان و استادان فرانسوی میبرد تا فرهنگ ایرانی را به آنها بشناساند. بسیاری از سفرهای خارجی استاد پژوهشی بود و برای زندگی هیچوقت به جایی غیر از ایران فکر نمیکرد. البته پیشنهاد هم برای تدریس در خارج از کشور داشت ولی نپذیرفت. علاقهاش به زادبوم و کشورش زیاد بود.
دکتر ابراهیم شکورزاده بلوری تا روزهای آخر عمرش روی پا بود و کارهای پژوهشیاش را پیگیری میکرد. او ۲۴ اردیبهشتماه سال ۱۳۸۱ هنگام خروج از دانشگاه فردوسی تصادف کرد و به بیمارستان انتقال یافت، ولی درمان موثر واقع نشد و به رحمت خدا رفت. پیکرش پس از تشییع جنازه در بلوک ۱۹۹ بهشت ثامنالائمه(ع) صحن جمهوری اسلامی به خاک سپرده شد.