روان جامعه در روزهای ناآرام(۱) جنگ یا فروپاشی روانی؟ معصومه نیکنام

جنگ یا فروپاشی روانی؟

تهران-ایرنا- می گویند احساس ترس از خود «ترس» کشنده‌تر است؛ اینکه هر روز ترس از موضوعی روحت را نشخوار کند، روز و شب با آن زندگی کنی و ‌ندانی در پس آن، چه برسرت خواهد آمد؛ بی آن که بدانی دچار «فروپاشی روانی» شده‌ای؛ آن هم در سایه وقوع جنگی احتمالی.

در شرایطی که جامعه ایران این روزها هم درگیر مسائل اقتصادی و معیشتی و هم شاهد رخدادی تلخ و پرخشونت‌ بوده، اخبار و شایعات مختلف درباره جنگ و حمله دشمن مدام اذهان عمومی را درگیر کرده و پیامدهای روانی این موارد، آسیب‌هایی به اقشار جامعه از جمله کودکان و نوجوانان و سالمندان وارد کرده است. در این میان، آنچه باید به آن توجه شود، نقش مسئولان، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، مشاوران و روان‌پزشکان و غیره در این زمینه است. زیرا تداوم قرار گرفتن در این فضای ناامنی و افزایش اضطراب و نگرانی‌ها می‌تواند پیامدهای عمیق روانی داشته باشد و تجربه نشان داده روان جامعه زیر فشار اخبار سنگین، دچار اضطراب می‌شود.

براین اساس پژوهش ایرنا در پرونده‌ای با عنوان «روان جامعه در روزهای ناآرام» در قالب گفت‌وگو با مشاوران، ‌روان‌شناسان و روانپزشکان، به واکاوی بحران روانی پنهانِ جامعه در سایه خشونت و ناامنی خبری پرداخته و تلاش دارد راه‌هایی برای شناخت، کاهش و مدیریت این فشار روانی و ترمیم اجتماعی و کاهش اضطراب ارائه دهد. درنخستین شماره از این پرونده در قالب یک تحلیل کارشناسی به ابعاد روانی وقوع جنگ احتمالی پرداخته‌ایم.

این روزها همه از وقوع جنگی احتمالی، ترس‌ها و استرس ها و در کنار آن از امیدها و آرزوهایشان سخن می‌گویند؛ غافل از آنکه سلامت روان آنها پیش از هر جنگی، هدف قرار گرفته است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در چنین شرایطی، جامعه پیش از تخریب زیرساخت‌ها، با تخریب روانی تدریجی روبه‌رو می‌شود. اضطراب فراگیر، ترس دائمی، ناامنی ذهنی و بمباران خبری، به‌صورت مستقیم سلامت روان شهروندان را هدف می‌گیرد. نقطه مقابل سلامت روان همان فروپاشی است. زیرا شنیدن واژه جنگ حتی بدون وقوع، با موجی از استرس، ترس و نگرانی مزمن همراه است و جامعه پیش از آن‌که با تخریب فیزیکی روبه‌رو شود، دچار فروپاشی روانی تدریجی می‌شود.

در اینجا روان آدم‌ها میدان اصلی نبرد است. ترس مداوم، نگرانی از فردا، ناامنی ذهنی و فشار بی‌وقفه اخبار، سلامت روان جامعه را به‌صورت خاموش اما گسترده تخریب می‌کند. این ها همه پیامدهای جنگی ذهنی است که بدون شلیک گلوله، انسجام اجتماعی و تاب‌آوری ملی را تضعیف می‌کند و ‌جامعه ای را به تصویر می کشد که ناامید از آینده است و منتظر حادثه‌ای تلخ.

در این نبرد پنهان، بیشترین آسیب ها را کودکان می‌بینند؛ کودکانی که احساس آرامش و امنیت نمی کنند و با تجربه جنگ ۱۲ روزه اسرائیل دچار ترومای روحی شده و با چنین آسیبی این سوال را تکرار می کنند که آیا جنگ می شود؟ سوالی ساده و کودکانه، اما با چاشنی تلخی از استرس و اضطراب فرسایشی و در کنار آنها والدینی شکننده که کودک ترس را از نگاه آنها می خواند؛ والدینی که خود دچار فروپاشی روانی شده اند و تاب آوری شان به حداقل رسیده است.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟ باید این فروپاشی روانی را نادیده گرفت؟ که اگر نادیده گرفته شود، عمیق و ماندگار خواهد بود. در واقع بی‌توجهی به آن یعنی ادامه دادن جنگ در ذهن مردم، جنگی که آثار آن عمیق‌تر و ماندگارتر از ویرانی‌های فیزیکی خواهد بود؛ جنگی که از درون، نهاد انسان را می جود و امید به آینده را به تدریج می بلعد.

عالمان علوم اجتماعی و هر آن کس که دستی بر علم روانشناسی اجتماعی دارد، خوب می داند که این مسئله، بخشی جدایی‌ناپذیر از مدیریت بحران و حفظ تاب‌آوری جامعه است و پرداختن و توجه به آن سرمایه‌گذاری برای حفظ آینده است؛ آینده‌ای که بدون سلامت روان، بازسازی نخواهد شد و بی‌توجهی به آن، بحران را از میدان نبرد به درون خانه‌ها و ذهن مردم خواهد برد.

با این توصیف ضرورت دارد سلامت روان از حاشیه به متن بیاید و به‌عنوان یک ضرورت فوری در مدیریت بحران مورد توجه قرار گیرد و این مهم، هم تراز امنیت و معیشت دیده شود. بنابراین به نظر می رسد رسانه مهم ترین نقش را ایفا می کند. اینکه شایعات را دروازه بانی کند، با مردم شفاف باشد و در جهت آگاه سازی قدم بردارد: نه به سوی بی خبری سوق یابد و نه به نشر خبرهای پراکنده و بی اساس روی آورد.

مهم ترین سنگر در این وضعیت روانی، تقویت حمایت‌های روانی و اجتماعی است، اینکه مردم به خدمات مشاوره، حمایت‌های اجتماعی و مداخلات زودهنگام و البته رایگان دسترسی داشته باشند. گروه های آسیب پذیر اعم از زنان، کودکان و سالمندان در چتر حمایت روانی قرار گیرند تا از بمباران خبرهای جنگ در امان بمانند. از سوی دیگر آموزش در مواقع بحران، مهارت کنترل استرس نیر نباید فراموش شود. در سایه چنین چتر حمایتی ساکنان خانه امن‌تر خواهند ماند و ترس‌ها تبدیل به امید و اضطراب ها تا حدودی تبدیل به آرامش خواهد شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *