گفت‌وگوی ایرنا با پژوهشگر ادبی؛ سعدی هم مانند شاملو «جامعه‌اندیش» بود

سعدی هم مانند شاملو «جامعه‌اندیش» بود

تهران- ایرنا- پژوهشگر ادبی با اشاره به اینکه تفاوت توجه شاعران هزار سال پیش و امروز به جامعه در معنا و مفهوم نیست، بلکه در کلام است، گفت: شما در دوره جدید با کلام و زبان شسته و رفته‌ای سر و کار دارید که در هزار سال پیش و در زمان منوچهری وجود نداشت، اما مفهوم همان است.

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، محمد بقایی ماکان مترجم و مولف آثار در حوزه‌های ادبیات، عرفان و فلسفه است. او به دلیل اقبال‌پژوهی‌هایی که انجام داده است، در سال ۲۰۰۵ عالی‌ترین نشان فرهنگی پاکستان را کسب کرد. این پژوهشگر به تازگی کتابی با عنوان «از فردوسی تا شفیعی کدکنی: نگاهی دیگر به عرصه شاعری» تالیف و منتشر کرده و در آن به ابعاد جامعه‌شناختی آثار فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو، خیام، سنایی، عطار، نظامی گنجه‌ای، سعدی، مولانا، حافظ، اقبال لاهوری، اشرف‌الدین نسیم شمال، نیما یوشیج، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو، نصرت رحمانی، سهراب سپهری، نادر نادرپور، و شفیعی‌کدکنی پرداخته است.

این کتاب در قطع رقعی، جلد شومیز با ۳۹۴ صفحه در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات مرواید منتشر شده است.

به بهانه انتشار کتاب «از فردوسی تا شفیعی کدکنی: نگاهی دیگر به عرصه شاعری» خبرنگار ایرنا گفت‌وگویی با محمد بقایی ماکان انجام داد که در ادامه می‌خوانید.

سعدی هم مانند شاملو «جامعه‌اندیش» بود
محمد بقایی ماکان مترجم و مولف آثار در حوزه‌های ادبیات، عرفان و فلسفه

مقداری درباره کتاب «از فردوسی تا شفیعی کدکنی: نگاهی دیگر به عرصه شاعری» توضیح بدهید.

در این کتاب به شاعرانی توجه شده است که برجستگی خاصی از نظر اندیشه و موضوعات اجتماعی در آثارشان وجود دارد. بنابراین اگر فرض کنید در این کتاب به شاعری مانند عطار پرداخته شده به این علت است که در آثار عطار دیدگاه‌های اجتماعی و جامعه شناختی وجود دارد و این مساله قابل بحث است برای مثال عنوان بخش عطار در این کتاب «عطار و غرب‌اندیشی» است. این موضوعی است که تا کنون عطار را از این منظر مورد بررسی قرار نداده اند.

کدام شاعران و به چه دلیل در این کتاب مطرح شدند؟

وجه انتخاب شاعران مانند خیام، ناصر خسرو، سنایی، عطار، سعدی، مولانا، حافظ، اقبال لاهوری، نسیم شمال و شاعرانی با دیدگاه‌های نوگرا در زمینه مسائل اجتماعی تا شاعران دوره مشروطه مانند ایرج میرزا و بعد شاعران نوسُرا و افرادی که گرایش به سبک نیمایی دارند مانند مهدی اخوان ثالث، نصرت رحمانی و سیاوش کسرایی و بعد صحبت از احمد شاملو خواهدشد با این تفاوت که خلاف دیدگاه‌هایی که تا به حال درباره او بیان شده است در این کتاب اندیشه‌های شاملو از نظر روح معنوی که در ذهن جمعی جامعه وجود دارد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این کتاب گفته می‌شود که بسیاری از دیدگاه‌های سنتی که در میان مردم جاری است برگرفته از رویکردهای دینی آن‌ها است و این مساله در آثار شاملو قابل ردیابی است.

به همین ترتیب می‌رسم به محمدرضا شفیعی کدکنی و او را از نظر دیدگاه‌ها اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهم. در این کتاب بخشی از سروده‌های شفیعی کدکنی که با جامعه و مردم در ارتباط است مورد بررسی قرار می‌گیرد، همینطور شعر تعریضی که در حقیقت می‌توان گفت که خاص شفیعی کدکنی است. شعر تعریضی سروده‌ای است که در آن گوشه و کنایه وجود دارد و باید به معنی دوم شعر پی بُرد؛ ایهامی در این شعر وجود دارد که متوجه موضوعات اجتماعی و مسائل مردمی می‌شود، این شعر گاهی همراه با طنز و گاهی با پیامی پخته و استعاری خاص شفیعی کدکنی همراه است.

کتاب، چنین حال و هوایی دارد، تا کنون کتاب‌های متعددی در مورد شاعران نوشته شده است کتاب جمع آمده و کتاب «با کاروان حله» از شادروان عبدالحسین زرین‌کوب از این دست هستند. اگر این دو کتاب را با هم مقایسه کنیم می‌بینیم که مرحوم زرینکوب بیشتر به موضوعات تاریخی پرداخته است و من در این کتاب به این مسائل توجه نداشتم. در کتاب منظور وجه ممیز شاعرانی بودند که اندیشه‌های محوری آنها در ارتباط با جامعه و مردم بود. این دیدگاه، اقدامی است که تا کنون شاعران فارسی‌زبان از آن منظر مورد توجه قرار نگرفته اند.

سعدی هم مانند شاملو «جامعه‌اندیش» بود
جلد کتاب

تا چه اندازه شاعران از مردم و چه اندازه مردم از شاعران تاثیر می‌پذیرند و این ارتباط تا چه اندازه وجود دارد؟

ارتباط وجود دارد، زیرا شاعران جامعه‌اندیش مانند مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، سهراب سپهری و حسین منزوی که در این کتاب مورد بحث قرار گرفتند شاعرانی از نسل نو هستند که به آنها باید شاعران جامعه‌اندیش گفت. وقتی می‌گوییم شاعری جامعه‌اندیش است یعنی به جامعه و به مردم خودش توجه دارد. در گفت‌وگویی که در پیش از انقلاب با نصرت رحمانی داشتم از زبان او شنیدم که گفت «من شاعر مردم هستم، اگر کفش آن‌ها پاره است کفش من هم پاره است».

گذشته هم همین‌طور است، شاعران کلاسیک هم به جامعه خود توجه داشتند، فردوسی سرلوحه شاعران جامعه‌اندیش است. وقتی شاهنامه را مورد دقت قرار می‌دهید می‌بینید که توجه او به جامعه، مردم، تصویر و تلویح زیاد است. در سنایی همینطور است.

وقتی جلوتر می‌آییم جامعه‌اندیشی در اشعار حافظ مشخص است و سعدی هم به حکمت عملی مشهور است. اینها تاثیری است که شاعران از جامعه گرفتند و این مساله در آثارشان منعکس شده است. وقتی مردم می‌بینند که گویندگان و سرایندگان به زندگی آن‌ها توجه نشان می‌دهند گرایش آن‌ها هم به شاعرانی از این دست بیشتر خواهد شد.

برای مثال شاعری مانند قاآنی شیرازی که به واقع مردی سخن‌سنج، ادیب، زباندار و اشعارش هنرمندانه است. این شاعر کتابی به نام «پریشان» به سبک گلستان سعدی نوشته است اما با همه ویژگی‌هایی که دارد برای مردم شاعر قابل توجهی نیست. سعدی مورد توجه مردم قرار گرفته است، زیرا برای مردم صحبت کرده و به مردم اندیشیده است. و مردم گلستان او را «حکمت عملی» لقب دادند حکمت عملی به این معنی است که ما گفته‌های حکیمانه شیخ اجل را می‌توانیم در زندگی به کار ببریم؛ زیرا حکمت عملی است.

مردم از این شعر تاثیر می‌پذیرند و شعر می‌تواند الگویی برای زندگی آن‌ها باشد و هم شاعرانی که به مردم توجه دارند، از آن‌ها تاثیر می‌گیرند. این حالت تاثیر و تاثر دارد.

وقتی که کتاب «امثال ‌و حکم» علی اکبر دهخدا را مطالعه کنید، می‌بینید که بسیاری از ظرب‌المثل‌هایی که در جامعه و میان مردم جاری است از همان شاعرانی است که از آن‌ها نام بردم. این است که مردم به شعر و آثار آنها توجه دارند تا جایی که در حد ضرب‌المثل قرار گرفته است. بسیاری از ضرب‌المثل‌ها را مردم به کار می‌برند اما نمی‌دانند نویسنده آن چه کسی است. بنابراین در ضمیر ناخودآگاه الگوهایی را دنبال می‌کنند که این شاعران با زبان شسته و رفته در اختیار آنها قرار دادند.

این بررسی چه نتیجه‌ای را به مخاطب نشان می‌دهد؟ شاعران زمانه فردوسی و سعدی به جامعه بیشتر توجه داشتند یا شاعران زمان شاملو و شفیعی کدکنی؟

وقتی ما از منظر جامعه‌شناسی و توجه به ارزش‌های ایرانی به مساله نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تفاوتی وجود ندارد. برای مثال فرض کنید منوچهری یکی از شاعرانی است که در کتاب او را مورد بررسی قرار دادم. منوچهری در شعرش اکثر آیین‌های ایرانی را به نظم در آورده است از آیین نوروز گذشته، آیین‌هایی مانند بهمن‌گان و تیرگان را در آثارش پیدا می‌کنید و همچنین در فصل کنونی هم شاعری مانند مهدی اخوان ثالث در شعر «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» همان حال و هوایی را ایجاد می‌کند که زمانی در شعر منوچهری بود.

تفاوتی که مورد نظر شما است در معنا و مفهوم نیست، بلکه در کلام است. شما در دوره جدید با کلام و زبان شسته و رفته‌ای سر و کار دارید که در هزار سال پیش و در زمان منوچهری وجود نداشت، اما مفهوم همان است.

فرض کنید گفتند ابوحفص سغدی نخستین شاعر است که شعری سروده و گفته است: « آهوی کوهی در دشت چگونه دَوَدا؟/ چون ندارد یار، بی‌یار چگونه رَوَدا؟» اگر این ساختار زبانی و کلامی را نادیده بگیرید، این مفهوم را در شعرنیما و شاعران جدید هم می‌بینیم، جایی که می‌گوید:« تو را من چشم در راهم شباهنگام» همان است که هزار سال پیش توسط سغدی سروده شده بود، هر دو می‌خواهند از تنهایی رهایی پیدا کنند.

من از خوانندگانِ با دقت و اهل ذوق که این کتاب را مطالعه می‌کنند این درخواست را دارم که اگر نکته‌ای یا موضوعی وجود دارد که باید بیشتر درباره آن صحبت شود، به نوعی مولف را در جریان بگذارند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *