عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهوری پیشین الجزایر در سن ۸۴ سالگی درگذشت. بوتفلیقه از مقامات سیاسی ارتش آزادیبخش میهنی الجزایر و از افراد نزدیک به «هواری بومدین» در دوران جنگ استقلال الجزایر بود. با استقلال الجزایر در ۱۹۶۲ به وزارت ورزش، جوانان و گردشگری منصوب شد و سال بعد با به قدرت رسیدن احمدبن بلا به وزارت خارجه رسید و به یکی از سخنگویان مهم جنبش عدم تعهد تبدیل شد. بوتفلیقه که از مبارزان دوران استقلال الجزایر بود، معمار آشتی ملی در این کشور محسوب میشد زیرا امکان برقراری صلح در الجزایر را فراهم کرد. در جنگ داخلی الجزایر(با ۲۰۰ هزار کشته) که از سال ۱۹۹۲ علیه یک گروه چریکی اسلامگرا آغاز شد، توانست به این جنگ خاتمه دهد.
فعالیت سیاسی او در جوانی آغاز شد. بعد از استقلال الجزایر از فرانسه در سال ۱۹۶۲ او جوانترین وزیر خارجه جهان شد. رکوردی که هنوز شکسته نشده است. او ۱۶ سال وزیر خارجه الجزایر بود و در سازمان ملل نقشی فعالی داشت. در سال ۱۹۷۴ زمانی که رییس مجمع عمومی سازمان ملل بود، در اقدامی بیسابقه یاسر عرفات، رهبر فلسطینیان را برای سخنرانی به این مجمع دعوت کرد. او اصرار داشت که چین باید در سازمان ملل متحد کرسی داشته باشد، با آپارتاید در آفریقای جنوبی مخالفت کرد. او اولین کسی است در دوره جوانی نلسون ماندلا، به او آموزش نظامی میدهد. با استقلال الجزایر او وزیر گردشگری و جوانان شد و در دورۀ بعد به وزارت خارجه رسید. از ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۸ و در این فاصله عملا سخنگوی جنبش غیر متعهدها بود. با مرگ بومدین تصور میشد بهترین گزینه بوتفلیقه است اما «شاذلی بن جدید» وزیر خارجه شد و جایگاه بوتفلیقه تنزل یافت.
بوتفلیقه با قرارداد ۱۹۷۵ و میانجیگری بر سر شط العرب/ اروند رود میان ایران و عراق به نامی آشنا برای ایرانیان تبدیل شد. قرارداد ۱۹۷۵ در اسفند ۱۳۵۳ با وساطت الجزایر میان ایران و عراق برای پایان اختلافات ارضی و مرزی و با ابتکار او در حاشیۀ اجلاس اوپک و با استفاده از فرصت حضور هر دو طرف (شاه و صدام) صورت امضا شد. صدام هنوز رییس جمهوری عراق نشده بود و شاه به خاطر اهمیت ویژهای که به اجلاس اوپک میداد و به جای وزیر دارایی، خود در اجلاس شرکت کرد. برای شاه این قرارداد اهمیت فوقالعاده داشت و صدام هم میخواست خود را در حد رهبر کشور ارتقا دهد.
نقش او در آزادی دکتر علی شریعتی از زندان حائز اهمیت بود. سیدمحمد مهدی جعفری از چهرههای مبارز مسلمان در سالهای پیش از انقلاب روایت میکند: «شاه و صدام در الجزایر قرارداد صلح ایران و عراق را امضا کرده بودند. در آن زمان بوتفلیقه، وزیر خارجه الجزایر بود و در آن مدت بسیار به شاه خدمت کرده و به او نزدیک شده بود. بوتفلیقه پس از امضای قرارداد از شاه شیرینی میخواهد. شاه میگوید من در حال حاضر چیزی همراه خود ندارم، وقتی به تهران رفتم شیرینی شما را تقدیم میکنم. اما بوتفلیقه به شاه میگوید من چیزی میخواهم که همین جا هم داری. شاه پرسیده بود چه چیزی؟ گفته بود آزادی دکتر شریعتی. شاه یک خورده بود. او هم اصرار داشت که همین الان شما باید دستورش را بدهید. شاه که در رودر بایستی قرار گرفته بود به تهران تلفن میکند و دستور میدهد همین الان شریعتی را آزاد کنید! این دستور برای ساواک هم خیلی تعجبآور بود و البته ناراحت کننده.»
علی رهنما نیز در کتابش (مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد) چنین روایت میکند: «دوستان سابق شریعتی در جبهه آزادیبخش ملی الجزایر که جرء مقامات ارشد دولت بودن، با استفاده از نفوذ خود بر دولت ارانی در ایامی که الجزایر میان ایران و عراق نقش واسطه را ایفا میکرد موجبات آزادی وی را فراهم کرده بودند. شاه ر در ۱۴ اسفند ۱۳۵۳ به الجزایر رفت و گویا در جریان همین سفر بوتفلیقه وزیر مقتدر خارجه آن کشور، از طرف بومدین رئیس جمهور الجزایر از شاه خواسته بود دستور آزادی شریعتی را صادر کند.»
بوتفلیقه در ۱۹۹۹ در پی جنگ خونین داخلی، با حمایت احزاب جبهه آزادیبخش میهنی و فراخوان میهنی برای مردمسالاری کاندیدای ریاستجمهوری شد و پس از تحریم انتخابات از سوی کاندیداهای اپوزیسیون به ریاست جمهوری انتخاب شد. در سال ۲۰۰۴ با ۸۵٪ آراء و در سال ۲۰۰۹ با ۹۰٪ آراء مجدداً به ریاست جمهوری رسید و در انتخابات ۲۰۱۴ با کسب ۸۱ درصد آرا برای چهارمین بار به ریاست جمهوری رسید.
بوتفلیقه از سال ۲۰۱۳ به دنبال سکته مغزی، تا حدود زیادی قدرت تکلم خود را از دست داده بود و از آن زمان تنها یک بار در سال ۲۰۱۷ و یک بار دیگر در سال ۲۰۱۹ برای اعلام استعفا در انظار عمومی دیده شد. او که حدود ۲۰ سال ( ۴ دوره ۵ ساله) قدرت را در کشورش در دست داشت به رغم بیماری و کهولت سن قصد داشت بار دیگر رئیس جمهوری شود، اما اعتراضات گسترده او را از این کار بازداشت. مخالفان بوتفلیقه او را به فساد متهم کرده بودند. بستگانش نیز با اتهامات گوناگون از جمله فساد تحت تعقیب قرار گرفتند. او در نامهای ضمن «خداحافظی» از مردم کشورش، به خاطر برخی کوتاهیها در دوران ریاستجمهوریاش، عذرخواهی کرد و در سالهای پایانی عمر در خانه سالمندان واقع در غرب پایتخت در انزوا به سر برد.
منابع:
– همگام با آزادی، خاطرات محمدمهدی جعفری، تدوین قاسمی یا حسینی، صحیفه خرد، ج ۲، ۱۳۸۹.
– مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد، علی رهنما، ترجمه میومرث قرقلو، گام نو، ۱۳۸۱.