گزارش جلسهی انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ به قلم آقای آرمین آرمان
توسط کاظم خطیبی · منتشر شده · بروزرسانی شده
(بخش اول)
به نام حضرت عشق، که واژه را خادم دلهای بیدار ساخت و شعر را محرم اسرار آفرینش. غروب شنبهای دیگر از راه رسید شنبهای به تاریخ بیستویکم شهریورماه سال یکهزار و چهارصد و پنج خورشیدی.
نسیم خوشآهنگ پاییز در راه، قدمهای مشتاق اهالی قلم را به سوی آستانهی روشن و مهرپرورِ «قوامی» هدایت میکرد، جایی که دغدغههای روزمره پشت در جامانده و نبض زمان بر مدار وزن و قافیه میزند.
ساعت به ۱۷:۱۷ رسید که صدای گرم و طنینانداز مجری گرانقدر، سرکار خانم مریم بهنام ــ که کلامشان روشن و نفسشان گرم باد ــ در فضای محفل طنینانداز شد. ایشان با بیتی نغز و عرفانی از صائب تبریزی، طراوتبخش آغازینلحظاتِ نشست شدند: «در مذاقِ عارفان خون و می و گلگون یکیست…»
سپس در ساعت ۱۷:۱۹، به رسم ادب و پاسداشت پیشکسوتی، از بنیانگذار معزز و ستون استوار انجمن، استاد احمد نجفزاده ــ که سایهی خردمندانهشان بر سر جمع مستدام باد ــ دعوت شد تا منشور جلسه را به کلام شیخِ اجل سعدی مزین سازند. غزل دلنشینی که استاد خواندند، هوای قوامی را غرق در نیایش و عشق کرد: «مرا تو غایتِ مقصودی از جهان ای دوست/ هزار جانِ عزیزت فدای جان ای دوست»
🌸 بخش نونهالان؛ شکوفههای آیندهی شعردر ادامه، جوانه زدنِ هنر در نسلِ تازه به تماشا گذاشته شد و بخش جذاب شعرخوانی نونهالان رقم خورد:
راس ساعت ۱۷:۲۵، دختر نازنین و هنرمند، زهرا وجهالدینی با نوایی شیرین شعر کودکانه خواند: «دویدم و دویدم/ به یک کوهی رسیدم/ کوه بلند و زیبا/ که رفته توی ابرا…»
سپس در ساعت ۱۷:۲۶، آیلینگلی عزیز، ما را مهمان شعری زیبا از بیوک ملکی کرد: «بال در بال پرستوهای خوب/ میرسد آخر سوارِ سبزپوش»
و در ۱۷:۲۷، کوثر عباسیان، با بیتی پرحسوحال و فراتر از سنوسالش تحسین حاضران را برانگیخت: «میان خاطراتِ خستهام گهگاه جان دادم/ کلیدِ زخم این شک را به قلبِ خود نشان دادم»
📜 دانش و حکمت ، آشنایی با هفتپیکر نظامی (قسمت سیزدهم)از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۷:۴۷، دقایق جلسه بر محور آموزه و پژوهش چرخید.
مدیر فرهیخته و تنظیمکنندهی ارجمند برنامه، استاد بهمن صباغزاده ــ که قلمشان مدام و اندیشهشان تابناک باد ــ بر سکوی سخن قرار گرفتند و قسمت سیزدهم از سلسلهمباحث «آشنایی با هفتپیکر نظامی» را ارائه کردند. ایشان با واکاوی ظرایف کلامِ نظامی و شرح ریزهکاریهای داستانی ، گنجینهای از دانش ادبی را به حاضران ارزانی داشتند.
🖋️ کارگاه نقد و تلاطم غزلهاپس از فراغت از درس نظامی، بخش پرشور قرائت اشعار اعضا و نقد و بررسیِ استادان آغاز شد، جایی که هر شاعر، عصارهی دلش را روانهی دفتر انجمن کرد:
۱. جناب آقای محسن نوروزی (ساعت ۱۷:۵۱) ــ با لحنی پرتمنا و صدایی گرهخورده با نیاز، غزل خود را آغاز کرد و با بیتی چشمگیر، تحسین حاضران را برافروخت: «مرا بیرون بکش از چاه تنهایی و مهجوری/ ببخش از ماه چشمانت به شامم مطلعِ نوری»
۲. سرکار خانم فائزه صبری (ساعت ۱۷:۵۶) ــ که با ظرافتی زنانه و احساسی لبریز، شوکِ نگاهی ناگهانی را تصویر کرد و سکوتی زیبا بر محفل نشاند: «شدم درگیرِ چشمانت، غزل افتاد از دستم/ امان از غفلتِ انگشتهایم، داد از دستم»
۳. جناب آقای علیرضا پورعباس (ساعت ۱۸:۰۰) ــ با صلابت کلام و طنین استوار صدایشان، محفل را غرق در شکوه عشق ساختند: «صبحی که جهان در تب سودای تو افتاد/ یکباره غزل محو تماشای تو افتاد»
۴. سرکار خانم مهدیه عصمتی (ساعت ۱۸:۰۴) ــ با نجوایی سوزناک و لحنی صمیمی، غربت و بیکسی سوزان خویش را فریاد زدند: «خدایا بیکس و بیبارم امشب/ اسیر و خسته و بیکارم امشب»
گزارش جلسهی انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ به قلم آقای آرمین آرمان (بخش دوم)
۵. جناب آقای حیدر عبداللهزاده (ساعت ۱۸:۰۸) ــ با نگاهی تسلیم و پر از شوق، تسلیمِ محض در برابر عشق را به تصویر کشیدند: «الا ای صاحب قلبم به شوقت جان فدا کردم/ در آغوش نگاه تو جهانِ خویش جا کردم»
۶. سرکار خانم عاطفه خسروی (ساعت ۱۸:۱۱) ــ با صریحترین لحن، اندوه سنگین قدم زدن به سوی نیستی در غیاب معشوق را روایت کردند و آفرین اساتید را برانگیختند: «شبیه یک مسافرم که خستهام بدونِ تو/ به سمتِ مرگ میروم قدم قدم بدون تو»
۷. جناب آقای معین جلالی (ساعت ۱۸:۱۳) ــ با طبعی خروشنده و تعابیری نمادین، شور درونیاش را در قالب این بیتِ عمیق جار زد: «بر صدا هزار دریا، آتش نشسته بودم/ وز نورِ خود حجابی بر روی بسته بودم»
۸. سرکار خانم زهرا آریننژاد (ساعت ۱۸:۱۶) ــ با نوآوری در تصویرسازی، مرهم ساختن از واژهها برای زخمهای تن را به زیبایی تمام سرودند: «دارم به شعرِ تازهتری فکر میکنم/ شعری که زخمهای تنم را رفو کند»
۹. جناب آقای محمدرضا خسروی (ساعت ۱۸:۲۱) ــ با صلابتی مردانه، ایستادگی بر سر عهد و پیمان را در برابری با بیوفاییِ روزگار گوشزد کردند: «من وفادار تو و بر عهد و پیمانم هنوز/ از دورنگیهای این مردم گریزانم هنوز»
۱۰. سرکار خانم نسرین پورغلام (ساعت ۱۸:۲۴) ــ در میانهی غزلها ، با نسیم پرنیانگون یک «دلنوشته»، فضا را از وزن و قافیه رها کرده و به آغوش صمیمیت بردند.
۱۱. جناب آقای احسان نجفزاده (ساعت ۱۸:۲۹) ــ با خلوص طبع، حاضران را به کوچ دادن به اقلیم ترانه و نور دعوت نمودند: «مرا به فصلِ غزلهای عاشقانه ببر/ به مهمانیِ نور و گل و ترانه ببر»
۱۲. سرکار خانم هما یونسینژاد (ساعت ۱۸:۳۱) ــ با دکلمهای پرنفوذ و جانسوز، سوزِ پنهان و آهستهی فراق را در شریانهای جلسه جاری ساختند: «فراق یار، آتشی خاموشناپذیر است که در ژرفای جان به آهستگی میسوزد…»
۱۳. جناب آقای رضا حسینی (ساعت ۱۸:۳۴) ــ با بیان شکستن و رنجوری شاخهای در طوفان بیمهری، سوزِ عمیقی بیافریدند: «شب تا سحر من در فراقِ تو شکستم/ چون شاخه در بیمهریِ عشقت شکستم»
۱۴. جناب آقای امید منتظریان (ساعت ۱۸:۳۶) ــ با لحنی پر از حسرت و ندامت عاشقانه، سادگی باور خویش را مرور کردند: «بیفکر، تو را دوباره باور کردم…»
گزارش جلسهی انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ به قلم آقای آرمین آرمان (بخش سوم)
۱۵. استاد علیاکبر عباسی (ساعت ۱۸:۴۱) ــ که با ورودشان، فضای سنگینِ غمِ غزلها شکست؛ ایشان با لهجهی شیرین تربتی و طنزی صمیمی، موجی از خنده و نشاط بر لبهای حاضران نشاندند: «گوشیر وردار و به مو یک زنگِ ناقابل بزن/ میوم صداتر بشنوم، اقذر نکو دلدل بزن»
۱۶. استاد محمد جهانشیری (ساعت ۱۸:۴۴) ــ با وقارِ استادانه و لحنی حزنآلود از سنگینیِ بارِ تجربه، پایانبخش این دفتر پرفراز و فرود شدند: «نشست از رهگذارِ زندگانی خار در پایم/ چه دردی مانده است این آهِ ما هموار در پایم»
در طول این بخش ، اساتید حاضر (استاد نجفزاده، استاد صباغزاده، استاد جهانشیری و استاد عباسی) با نکتهسنجیهای ظریف خویش، پیرامون وزن، تصاویر شعری و اصلاح لغزشهای لفظی، چراغ راه شاعران جوانتر شدند.
🎶 شور نوا ، دو نوازی نی و دفساعت ۱۸:۴۷، عطر موسیقی خراسانی و آوای اصیل ایرانی در صحن قوامی پیچید. نوای گرم و آسمانی نی با سرپنجههای جناب آقای مجتبی خوشنیت و طنین پرشور دف به همنوازیِ همسر گرامیشان، همافزایی بینظیری از شعر و هنر را آفرید که گوش جانِ حاضرین را شستوشو داد و رمقی تازه به محفل بخشید.
📜 طنین پایانی ، غزلهای حماسی، اجتماعی و باورهاپس از دمیدن روح موسیقی، بخش پایانی شعرخوانیها با شور و گرمی ادامه یافت:جناب آقای غلامرضا اعتقادی (ساعت ۱۹:۰۵) ــ با لحنی حماسی و سرشار از غرورِ ملی، شورِ وطندوستی را در جلسه طنینانداز کردند: «مینمایم وصف ایران، این دیارِ باصفا/ سرزمین شیرمردانِ دلیر و باوفا»
سرکار خانم پروین جهانشیری (ساعت ۱۹:۱۰) ــ با نگاهی دغدغهمند و بیانی رسا، قلم را به مبارزه با تاریکیها فراخواندند: «قلم بنویس غمها را، حکایتهای دنیا را/ بکش شب را و رسوا کن سیاهیهای دلها را»
جناب آقای علیرضا صیدمحمدخانی (ساعت ۱۹:۱۳) ــ با بیتی محکم، اخلاقی و اندیشهمحور، نگاهها را به معانی اصیل منش و مردانگی معطوف داشتند: «چرا با روسری خود را بپوشانی، برادر نه/ مرا مردانگیات حفظ خواهد کرد، چادر نه»
🌿 پیوند هنر و میراث ، معرفی اقامتگاه بومگردی قوامیدر ساعت ۱۹:۱۶، بخش انگیزشی و فرهنگی دیگری رقم خورد. استاد بهمن صباغزاده در سخنانی کوتاه اما پرنکته، به معرفی «اقامتگاه بومگردی قوامی» پرداختند. ایشان با تقدیر از تلاشهای ارزشمند مدیر فرهیختهی این مجموعه ، جناب آقای قوامی و همراهیهای همسر شایستهشان سرکار خانم قیاسی، نقش چنین فضاهای بومی و اصیلی را در حفظ فرهنگ ، میزبانی از اهالی هنر و زنده نگهداشتن سنتهای دیرین این دیار ستودند.
🌙 فرود کلام و اختتامیهدر نهایت، مجری توانمند برنامه، سرکار خانم مریم بهنام با جمعبندی زیبای خویش، تشکر از اساتید، شاعران و اهالیِ هنر، رسمیت جلسه را اعلام نموده و نقطهی پایان این نشست ماندگار و پربار را گذاشتند.
با طنین کلام خاطرهانگیز و همیشگی «یار باقی، دیدار باقی»، دفتر پر از شور شنبه ۲۱ شهریورماه نیز بسته شد، نسیم شعر تا حیاط قوامی همراهیمان کرد و همگی با دلی پر از نور و ترانه، چشمانتظار شنبهای دیگر و دیداری دوباره باقی ماندیم.
با احترام و ارادت[آرمین آرمان]
#آرمین_آرمان#گزارش#انجمن_قطب
انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا




