در بزرگداشت پژوهشگر تاریخ کشاورزی ایران استاد محمد حسن ابریشمی تاریخ در خاک نیز ریشه دارد پروفسور ویلم فلور

متن زیر توسط ایرانشناس نام  آشنا «ویلم فلور» درباره مقام علمی و ارزش آثار استاد محمد حسن ابریشمی نوشته شده است.ایرانشناس هلندی این مطلب را به بهانه نگارش کتاب «چهارشنبه  سوری» از سوی استاد ابریشمی نگاشته است.بسیاری از محققان ما هنوز در حوزه کارهای تخصصی خود ناشناخته اند اما ازآن ناشناخته تر بسیاری از جزئیات زندگی و تولیدات و اجزای زندگی و جغرافیای سرزمین کهن و پهناور ایرانشهر است.اگر محققان سختکوش و از خود گذشته نباشند ، این همه ثبت نخواهد شد و ازیادها خواهد رفت.برخی دستاوردهای نیاکان ما به دلیل حملات بیگانگان یا مهاجرت های اجباری و یا  تغییرات اقلیمی و نیز تغییر سبک زندگی در قرن اخیر دستخوش فراموشی شده است؛حال آنکه این شناسنامه ما است و اگر فراموش شود ما خود را از یاد خواهیم برد…

پژوهشگرانی هستند که گذشته را مطالعه می‌کنند و پژوهشگرانی نیز هستند که به یاری گستردگی دانش و پشتکار در پژوهش، موفق می‌شوند ابعاد فراموش‌شده‌ای از گذشته را دوباره زنده کنند. دکتر محمدحسن ابریشمی بی‌تردید در زمره گروه دوم قرار دارد. آثار او در عرصه‌ای چشمگیر صرف پژوهش درباره تاریخ گیاهان ایران، درختان، سنت‌های کشاورزی، دانش گیاه‌شناختی و شیوه‌هایی شده است که جهان طبیعت در طول تاریخ در فرهنگ و حیات فکری ایرانیان در هم تنیده است. از این رو، شایسته است او را یکی از پیشگامان بزرگ این حوزه در، در عرصه ایران، پدر تاریخ گیاه‌شناسی و گیاه‌پژوهی تاریخی ایران بدانیم.

آنچه پژوهش‌های ابریشمی را از بسیاری از تحقیقات دیگر متمایز می‌کند این است که او گیاهان را صرفاً به منزله موضوعاتی برای شناسایی و طبقه‌بندی علمی نمی‌نگرد. در آثار او، یک درخت، گل، محصول کشاورزی یا گیاه دارویی می‌تواند دریچه‌ای باشد به سوی تاریخ یک تمدن.

یک گیاه ممکن است ما را به شناخت شیوه‌ای کهن در کشاورزی، باوری دینی، سنتی ادبی، رسمی عامیانه، چشم‌اندازی جغرافیایی یا حتی تاریخ سیاسی دوره‌ای خاص رهنمون شود. از این رو، پژوهش‌های او در نقطه تلاقی گیاه‌شناسی، کشاورزی، پزشکی، فرهنگ عامه، زبان‌شناسی و متن‌پژوهی، تاریخ، جغرافیا و ایران‌شناسی قرار می‌گیرد.

این گستردگی کم‌نظیر دانش و پژوهش در گزارش خود نویسنده از مسیر تحقیقاتش نیز به روشنی دیده می‌شود. او طی سالیان دراز، اطلاعات مربوط به درختان و گیاهان را با دقتی خستگی‌ناپذیر از مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از منابع کهن استخراج کرده است؛ از متون تاریخی، جغرافیایی و دایرۀ‌المعارفی گرفته تا آثار ادبی، عرفانی، پزشکی و داروشناسی. چنین کاری نه تنها دانش فراوان، بلکه شکیبایی کم‌نظیر و حساسیتی نزدیک به کار باستان‌شناسانه در برابر شواهد پراکنده می‌طلبد. اشاره‌ای ظاهراً فرعی در یک فرهنگ لغت یا تاریخ کهن، در دست او می‌تواند به قطعه‌ای مهم از شواهد  برای بازسازی تاریخ کشاورزی یا فرهنگ ایران تبدیل شود.

درخت همیشه سبز

پژوهش‌های او درباره سرو نمونه‌ای برجسته ا ز این روش علمی است. او از شرح این درخت همیشه سبز در منابع کلاسیک فارسی آغاز کرد، شواهد را در آثار ادبی و تاریخی دنبال نمود و سرانجام پژوهشی گسترده را به سرو مشهور کاشمر، که در سنت ایرانی با زردشت پیوند یافته است، اختصاص داد. از دل این موضوع، که در نگاه نخست ممکن است صرفاً مسأله‌ای تخصصی درباره یک درخت به نظر آید، پژوهشی بسیار گسترده‌تر درباره برداشت ایرانیان از طبیعت، تقدس، فرمانروایی، حافظه تاریخی، سوگواری و آیین‌های عامه پدید آمد. بدین سان، سرو در پژوهش ابریشمی دیگر صرفاً یک درخت نیست، بلکه گواهی زنده بر تاریخ ایران است.

همین ویژگی در پژوهش طولانی ابریشمی درباره چهارشنبه‌سوری نیز آشکار است. آنچه در ابتدا  تحقیقی درباره پیشینه تاریخی یک جشن شناخته شده ایرانی بود، در طی سالیان به پژوهشی گسترده و مستمر درباره متون فارسی و نوشته‌های بیگانگان، رویدادهای تاریخی، آیین‌ها و رسوم و تفسیرهای گوناگون این جشن تبدیل شد. کتاب حاضر صرفاً  تکرار استدلال های پیشین نیست. چنان‌که خود مؤلف توضیح می‌دهد، او بارها به این موضوع بازگشته و پس از دریافت نقدهای دانشمندان برجسته و با دستیابی به شواهد تازه، دیدگاه‌های خود را مورد بازبینی قرار داده است. فرضیه او درباره ارتباط چهارشنبه‌سوری با شبانگاه قتل خلیفه عباسی، متوکل، نیز طی سالیان بعد بازنگری و بسط داده شده و با اسناد و شواهد بیشتری مستند شده است.

این آمادگی برای بازگشت به یافته‌ها و داوری‌های پیشین خویش، یکی از نشانه‌های پژوهشگری جدی است. ارزش کار ابریشمی تنها در حجم انبوه مطالبی نیست که گرد آورده، بلکه در این نیز هست که همواره کوشیده است برداشت‌های خود را در پرتو پژوهش‌های بیشتر مورد آزمون قرار دهد. مقدمه او با قدردانی ویژه از نقدها و تشویق‌های دانشمندانی چون دکتر مهرداد بهار، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و استاد ایرج افشار همراه است. این گفت‌وگوی علمی اهمیت فراوان دارد زیرا نشان می‌دهد که پژوهش‌های ابریشمی در انزوا شکل نگرفته، بلکه در بهترین سنت‌های پژوهش تاریخی و متن‌شناختی ایران پرورش یافته است.

نگاه ابریشمی به پژوهش

در این میان، نوع نگاه ابریشمی به پژوهش، از جهتی عمیقاً ایرانی است. او به درستی دریافته است که تاریخ ایران را نمی‌توان تنها از خلال تواریخ سلطنتی و روایت‌های سیاسی بازسازی کرد. تاریخ ایران را باید از چشم‌اندازها و مناظر طبیعی، درختان و باغ‌ها، شیوه‌های کشاورزی، باورها و رسوم عامه، پزشکی و داروشناسی، فرهنگ‌های لغت و آثار ادبی، و نیز از خاطره‌هایی که در آیین‌ها و نمادها حفظ شده‌اند بازشناخت. فهرست مطالب کتاب چهارشنبه سوری گویای همین دیدگاه گسترده است: بحث از آتش و فرهنگ ایرانی به سرو کاشمر، از پیشینه تاریخی چهارشنبه‌سوری به گزارش‌های فارسی و خارجی درباره این جشن و سرانجام به تک تک آیین‌ها و رسوم آن و جلوه‌های منطقه‌ای‌اش می‌رسد. اهمیت کار ابریشمی از آن رو نیز بسیار است که بخش بزرگی از  شواهد مربوط به تاریخ گیاهان ایران و سنت‌های عامیانه در منابعی پراکنده است که اساساً با هدف نگارش آثار گیاه‌شناختی یا مردم گیاه‌شناختی پدید نیامده‌اند. استخراج و گردآوری این شواهد مستلزم توانایی حرکت میان انواع گوناگون منابع و رشته‌های علمی است. پژوهشگر باید هم نگاه گیاه‌شناس را داشته باشد، هم احتیاط مورخ را، هم حساسیت زبان‌شناس و متن‌پژوه را  و هم کنجکاوی مردم نگار را. ابریشمی این ویژگی‌ها را با پشتکاری استثنایی یکجا گرد آورده است.از این منظر، سهم او در پژوهش‌های ایرانی را نباید صرفاً مجموعه‌‍ای از تحقیقات فردی دانست؛ آثار او بخشی از کوششی بزرگ‌تر است برای بازگرداندن یکی از ابعاد مهم تاریخ فرهنگی ایران به جایگاه شایسته خود. گیاهان ایران نیز تاریخ خود را دارند.

 سرو، انار، نخل، مورد، نی و بی‌شمار گیاه دیگر طی هزاران سال با جامعه ایرانی همراه بوده‌اند. آنان در اسطوره و حماسه، پزشکی و کشاورزی شعر و آیین حضور داشته‌اند. بازسازی تاریخ آنان، به معنایی بسیار واقعی، بازسازی بخشی از تاریخ خود ایران است.

کتاب حاضر گواهی شایسته بر کارنامه علمی ابریشمی است. این اثر حاصل دهه‌ها مطالعه، یادداشت‌برداری، مقایسه، گفت‌وگو، نقد، بازنگری و پژوهش است. خود مولف یادآور می‌شود که تحقیقات او درباره منشأ چهارشنبه‌سوری سال‌ها ی بسیاری از عمرش را به خود اختصاص داده است. این سخن را می‌توان توصیفی از سراسر زندگی علمی او نیز دانست: یک عمر تلاش برای بازیابی قطعات پراکنده گذشته ایران و قراردادن آن‌ها در کنار یکدیگر به منظور ترسیم تصویری بزرگ‌تر از تاریخ این سرزمین. دکتر محمدحسن ابریشمی خدمتی گران‌بها به ایران‌شناسی کرده است. او به ما یادآوری کرده که تاریخ تنها در کاخ‌ها، میدان‌های جنگ، سلسله‌های پادشاهی و اسناد سیاسی جای ندارد. تاریخ در خاک نیز ریشه دارد. در درختان و گیاهان، در باغ‌ها و کشتزارها، در داروها و شیوه‌های کشاورزی، در جشن‌ها و رسوم مردم و در واژگانی که نسل‌های ایرانی برای توصیف جهان طبیعی پیرامون خود به کار برده‌اند نیز زندگی می‌کند.

از همین رو، ابریشمی شایسته جایگاهی ممتاز در میان پیشگامان پژوهش تاریخی ایران است. دستاورد او در مقام پژوهشگر تاریخ گیاهان و جایگاه آن‌ها در تمدن ایرانی، هم اصیل و هم ماندگار است. پژوهشگران آینده که به تاریخ کشاورزی، گیاه‌شناسی، پزشکی، محیط‌زیست و فرهنگ ایران خواهند پرداخت، بارها ناگزیر به بازگشت به بنیان‌هایی خواهند بود که او با دقت و پشتکاری کم‌نظیر پی نهاده است. از این رو، این کتاب را با نهایت احترام و ارج به خوانندگان آن تقدیم می‌کنم. این اثر دانشمندی است که کنجکاوی علمی‌اش با پشتکاری شگفت‌انگیز همراه بوده، دانش گسترده‌اش با فروتنی علمی درآمیخته و دلبستگی عمیقش به میراث مکتوب ایران درک ما را از تاریخ دیرپا و شگفت‌انگیز این سرزمین غنا بخشیده است.

ویلم فلور /  آگوست ۲۰۲۶

خوشنویسی استاد ابریشمی در پاسخ به ویلم فلور

پاسخ استاد ابریشمی به پروفسور ویلم فلور

بنام خدا، خرد دل و گردان سپهر آفرین

استاد گرامی و گرانقدر جناب آقای ویلیم‌فلور،آن استاد ایران‌شناس و ایران‌دوست، دانشمند و پژوهشگر و مورّخ و نویسنده نامدار در سطح جهانی؛ آنچه درباره این حقیر و پژوهش‌های ناچیز کمترین مرقوم داشته‌اید، همان‌سان که در یادداشتی بر چاپ دوم نوشته‌ام، شایسته آن نیستم؛ بی‌گمان گفتار شما: (همانند اظهارنظرهای شادروان ایرج افشار) متأثر از بلندنظری آن بزرگوار، و به‌خصوص عشق و دلبستگی همه‌جانبه شما به ایران و فرهنگ و تمدن و تاریخ آن و هر چیز مربوط و منسوب به این سرزمین آریایی است.

بی‌گمان آن استاد مسلط به چندین زبان زنده و از میان رفته جهانی با بیش از ۲۷۰ مقاله و ۳۰ کتاب درباره ایران (به زبان فارسی و انگلیسی و نیز ترجمه به فارسی و برعکس) پرکارترین ایران‌شناس و نویسنده و پژوهشگر غیرایرانی هستید که تا به حال پا به عرصه وجود گذاشته است. این حقیر هرگاه لغت‌نامه دهخدا را برمی‌دارم تا واژه‌ای را بیابم، لغت‌نامه را می‌بوسم، و زین‌ پس آثار شما را به روی چشمم می‌گذارم و تندرستی و شادکامی برایتان آرزو می‌کنم.

ارادتمند قلبی: محمدحسن ابریشمی

یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵/ ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ تهران

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *